X
تبلیغات
عشرت سر ا ی کا بل - نظر مراجع بزرگوار درباره ازدواج موقت با دختر باکره ، بدون اجازه پدر چیست ؟

نظر مراجع بزرگوار درباره ازدواج موقت با دختر باکره ، بدون اجازه پدر چیست؟

 

به طور کلی در این که در ازدواج (دائم یا موقت) دختر باکره ای که به حد بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد، اذن پدر شرط است یا نه، پنج نظر هست:
أ: اذن پدر لازم است . (آیات عظام: امام خمینی، سیستانی(البته آیت الله سیتانی در دختری که متصدی امور زندگی خویش باشد اذن پدر را بنا بر احتیاط واجب لازم می‌داند نه به فتوا)، شبیری زنجانی، تبریزی، نوری همدانی
).
ب: بنا براحتیاط واجب اذن پدر لازم است(آیات عظام: خامنه ای، مکارم شیرازی، اراکی، خوئی، گلپایگانی، فاضل لنکرانی، صافی، وحید خراسانی
)
نکته :در احتیاط واجب مقلد می‌توان به مرجع تقلید دیگر رجوع نمود
.
ج : تکلیفاً لازم است، یعنی اگر بدون اذن پدر عقد خوانده شود عقد صحیح است، ولی فردی که باید اجازه می‌گرفت و نگرفته، معصیت کار است(آیت الله بهجت ). (1
)
د: اذن پدر لازم نیست ولی خوب است رعایت شود(2
)
ه‍: درعقد دائم اذن لازم نیست، ولی در عقد موقت لازم است. (3)

بنابراین اگر کسی مقلد مراجع دسته دوم باشد ، می تواند با رجوع به فتوای آیت الله روحانی ، بدون اذن پدر ازدواج (دائم یا موقت ) نماید .
همچنین بنا به فتوای مراجع دسته سوم و چهارم چنین ازدواجی ایراد شرعی ندارد
.
تنها در صورتی که کسی مقلد مراجع دسته اول و پنجم باشد ، برای ازدواج موقت باید اذن پدر دختر را داشته باشد .

موفق و موید باشید.

پی نوشت ها:
1. توضیح المسائل مراجع، ج2، مسئله2376؛ و رساله آیت الله وحید، مسئله 2385؛ و سوال تلفنی از دفتر آیت الله خامنه¬ای درقم و دفتر آیت الله نوری
.
2. آیت الله سید صادق روحانی، سوال حضوری از محضر ایشان، و آیت الله گرامی، توضیح المسائل، مسئله2603
.
3. آیت الله صانعی، توضیح المسائل، مسئله 2412.

از نظر فقهی نزدیکی از پشت با همسر چه حکمی دارد ؟ در صورت امکان دلیل آن را نیز بفرمایید .

وطی در دبر (عقب) زن به فتوای برخی از مراجع حرام است(1) و به فتوای بعضی کراهت شدید دارد.(2)
برخی فرموده اند: اگر زن راضی نباشد، حرام است و اگر راضی باشد، کراهت شدید دارد.(3
)
و بنا بر فتوای آیت الله خامنه ای این عمل کراهت شدید دارد و احتیاط در ترک آن است مخصوصا اگر زن راضی نباشد و در صورتی که موجب اذیت او شود حرام است .(4
)
بنابر فتوای آیت الله تبریزی آمیزش با همسر از عقب ، بنابر احتیاط واجب جائز نیست.(5
)
به فتوای کسانی که این کاررا جایز نمی دانند، اگر کسی مرتکب شد، باید استغفار و توبه نماید. اگر در حال حیض این کار صورت گرفت، ‌خوب است کفّاره بدهد. کفّاره آن اگر در ابتدای ایام حیض باشد، هجده نخود طلای سکّه دارو اگر در وسط عادت باشد، نُه نخود و قسمت آخرت حیض 5/4 نخود طلای سکه دار باید به فقیر بدهد. البته اگر ناخواسته و سهواً نزدیکی صورت گرفته اشکال ندارد
..
به هر حال چه این عمل جایز باشد و چه نباشد ، باید توجه داشت که این کار عملی غیر طبیعی است و چه بسا تکرار آن مشکلاتی را در سیستم گوارش و دفع مدفوع برای زن به وجود آورد
.
بنابراین اطاعت از شوهر در این مسئله لازم نیست به توضیحات ذیل توجه فرمایید :

رابطه جنسی از طریق مقعد و احکام شرعی در مورد آن :
این رابطه از نظر شرعی اگر هم جایز باشد ،عملی ناپسند و مردود است و نباید انجام گیرد . در قوانین مجازاتهای اسلامی آمده است اگر مردی همسر خود را مجبور به انجام چنین رابطه ای با وی کند زوجه ( زن) می تواند از شوهر خود شکایت کند. کما اینکه هر چیزی که از نظر اسلام مردود شناخته شود حتما به ضرر انسان می باشد که امروزه از نظر پزشکی نیز ثابت شده که این رابطه یک رابطه پرخطر است .

بررسی رابطه جنسی از نوع مقعد و آسیبهای جسمانی آن از منظر پزشکی :
هیچ پزشکی چنین رابطه ای را توصیه نمی کند و مسلما هیچ نظریه مبنی بر سالم بودن و بی ضرر بودن این رابطه ارائه نگردیده ، بر عکس این رابطه همیشه از نظر پزشکی نقض گردیده
.
پزشکان گفته اند : دستگاه گوارشی دارای دو نوع اسفنکتر sphincter که یکی از آنها داخلی و غیر ارادیست و دریچه ورودی غذا به معده و خروج آن می باشد و یکی دیگر از این اسفنکتر ها خارجیست که این یکی ارادیست وقتی که غذا بلعیده می شود ، از طریق مری پایین آمده و به سمت معده می رود . در محل ورود و خروج معده ، عضلات حلقوی وجود دارند که به آنها اصطلاحا "اسفنکتر"( sphincter ) گفته می شود و به عنوان دریچه عمل می¬کنند
.
زمانی که شما احساس می کنید که نیاز به عمل خروج مدفوع از دریچه مقعد را دارید این زمانیست که اسفنکتر داخلی 2 باز شده و همانطور که گفته شد غیر ارادیست .اما عمل باز کردن دریچه مقعد ( اسفنکتر خارجی) و در کل دفع مدفوع ارادیست و دست شما می باشد یعنی از زمانی که احساس کردید نیاز به WC دارید و خودتان را نگه می دارید تا به محل مناسب برسید و سپس به اراده خودتان باعث خارج شدن مدفوع می شود این نگه داشتن و این عمل خارج کردن مدفوع توسط اسفنکتر خارجی که ارادیست انجام می شود . این مسائل را مطرح کردیم که به اینجا برسیم که رابطه جنسی از راه مقعد یا کلا وارد شدن هر شئی در درون مقعد باعث آسیب دیدگی اسفنکتر خارجی شده و باعث می شود که دریچه خروجی مقعد یا همان آنال به درستی کار خودش را انجام ندهد یعنی از قدرت ارادی خارج می شود. پس به مرور زمان امکان ارادی خروج مدفوع یا نگه داشتن خود را از دست می دهید .در این صورت نا خواسته و غیر ارادی مدفوع از درچه مقعد خارج می شود در این صورت همیشه لکه هایی از مدفوع در لباس زیر مشاهده می گردد. که خب مسلما این برای هیچ آدمی خوشایند نیست
.
از جهتی دیگر سایر بیمارهای عفونی ، ویروسی همانند هپاتیت، ایدز، سفلیس و سایر بیماری های مقاربتی از طریق مقعد راحتتر منتقل می شوند . خیلی از افراد تصور می کنند که در رابطه مقعدی هیچ خطری آنها را تهدید نمی کند که باید عرض شود اتفاقا چون درون مقعد حاوی باکتریهای زیادی می باشد، انتقال ویروسهایی نظیر ایدز و ... راحتتر انجام می گیرد. این باکتریها با شستشو از بین نمی روند .(6)

پی نوشت ها :
(1) آیات عظام: خویی،‌ اراکی و سیستانی؛ توضیح المسائل مراجع، مسئلة 450 و ذیل آن
.
(2) امام خمینی ، همان
.
(3) آیت الله فاضل ،همان
.
(4) - آیت الله خامنه ای ، پاسخ سوال های مورد ابتلا س 65
.
(5) آیت الله تبریزی، استفتائات جدید، س 1463
.
(6)
ر.ک: طب در قرآن، ص.181و 182

با توجه به این که انسان آزاد آفریده شده است و داشتن برده و خرید و فروش انسان به هر عنوان شایسته نیست، و ....

پرسش: با توجه به این که انسان آزاد آفریده شده است و داشتن برده و خرید و فروش انسان به هر عنوان شایسته نیست، و با توجه به اینکه احکام قرآن جاودانه است آیا هنوز هم حکم کنیز همچنان پا بر جاست ؟ و آیا هر زنی که خرج و مخارج او را دیگری می دهد حکم کنیز دارد ؟
پاسخ
:
اسلام با بردگی و برده داری موافق نیست. و هرگز ابداع کننده بردگى نبوده است، بلکه در حالى ظهور کرد که بردگى سراسر جهان را گرفته بود. حتى بعد از اسلام در تمام جوامع بردگى وجود داشت، تا حدود یکصد سال قبل که نهضت آزادى بردگان شروع شد، چرا که به خاطر دگرگون شدن نظام زندگى بشر، مسئلة بردگان به شکل قدیمى قابل قبول نبود. اگر اسلام طبق یک فرمان عمومى دستور می‌‌‌ داد همة بردگان آزاد شوند، جه بسا بسیارى از آنان تلف می‌‌‌ شدند، زیرا نه کسب وکار مستقلى داشتند و نه خانه و وسیله اى براى ادامة زندگی. از این رو باید تدریجاً آزاد می‌‌‌ شدند و جذب جامعه می‌‌‌ گردیدند. برنامة اسلام در مورد بردگى فقط در مورد اسیران جنگى که از کفّار گرفته می‌‌ شد بود. احکام خاص بردگان مربوط به این اسیران جنگى است. افرادى از کافران و مشرکان که اسیر می‌‌ شدند، براى نگهدارى و کنترل آنان بایستى آنان را زندانى کنند. در نتیجه بودجه و هزینة هنگفتى بر دوش جامعة اسلامى تحمیل می‌‌شد.و اگر می‌‌ خواستند همه را یکدفعه آزاد کنند ، غیر عاقلانه بود، چون اینان کسانى بودند که با مسلمانان جنگیده اند و حتّى تعدادى از مسلمانان را کشته‌اند. بنابراین راه عاقلانه این بود که حاکم اسلامی، اسیران را به افراد توانمند مسلمان بفروشد و از این طریق بیت المال تأمین شود. از طرفى این بردگان و اسیران کم کم در جامعة اسلامى هدایت شوند. اسیران برای مولاى خود کار اقتصادى انجام می‌ دادند و هیچ بارى بر دوش جامعه و حکومت اسلامی اضافه نمى شد. بنابراین دربارة اسیران جنگى و کنترل و هدایت آنان به اسلام، این طرح خوبى است. البته این طرح الزامى نیست و حاکم اسلامى اگر صلاح بداند می‌ تواند آنان را آزاد نماید یا آنان را به عنوان برده به مسلمانان بفروشد. در صورت دوم در برنامه هاى اسلامى تشویق بر آزاد کردن بنده ها فراوان است، مثلاً کفّارة عمدى روزة ماه مبارک رمضان و کفارة قتل عمدى ، آزاد کردن بندگان است که از برنامه هاى اسلامی است. از طرفى در اسلام دربارة رفق و مدارا با بردگان تأکید فراوان شده تا آن جا که آن ها را در زندگى صاحبان خود شریک و سهیم کرده اند. علی(ع) به غلام خود قنبر فرمود : « من از خدا شرم دارم لباسى بهتر از تو بپوشم، زیرا رسول خدا فرمود: از آن چه خودتان می‌ پوشید، بر آنان بپوشانید و از آنچه می‌ خورید، به آنان بخورانید»(1
).
پس می‌ توان گفت اسلام اصالتاً با برده دارى موافق نیست، ولى اگر چاره اى نباشد، طرح خوبى براى نگهدارى و هدایت اسیران است. البته اختیار گرفتن برده یا آزاد کردن یا نگهدارى آنان در زندان یا مبادلة اسیران، به دست حاکم اسلامى است و او هر جور که به صلاح و مصلحت مسلمانان باشد، باید عمل کند.(2)‍ ‍‍‌همان طور که گفته شد <عبد> و <أمه > و احکام مربوط به آنان همیشگى است (حلال محمد حلالٌ الى یوم القیمة و حرامه حرام الى یوم القیمة). اگر دولت اسلامى با کفّار حربى بجنگند و در جنگ , غنایمی به دست آورد و افرادى از کفار را اسیر کند, مى توانداحکام اسلامى را دربارهء آنان جارى کند‌(3)‌‍, ولى تشخیص این که این کار در زمان فعلى به مصلحت اسلام است یانیست , به دست حاکم و ولى فقیه است . ممکن است ولى فقیه و حاکم اسلامى در زمانى اجراى این حکم را به مصلحت اسلام نداند و اگر بخواهد این حکم را اجرا کند, آثار و تبعات بدى براى اسلام و مسلمانان داشته باشد, لذا مى توان از اجراى آن خوددارى کند. ولی این چنین نیست که اگر شخصی خرج و مخارج زنی را بپردازد آن زن حکم کنیز او را داشته باشد
.
پی نوشت ها
:
1- بحارالأنوار ، ج 74، ص 144، منقول از تفسیر نمونه، ج 31 ، ص 421
.
2 - با استفاده از تفسیر نمونه، ج 21، ص 421
.
3- بحار الانوار ج 11 ص 56 .

تراشیدن ریش با تیغ و ماشینی که مانند تیغ است چه حکمی دارد ؟

درمورد تراشیدن ریش باتیغ وماشینی که مثل تیغ ازته می تراشد چهار نظر هست:
الف، جایز نیست(1
).
ب، به احتیاط واجب جایز نیست. (2) (دراحتیاط واجب می توان به مجتهد دیگر عدول نمود
).
ج ، بنا بر احتیاط واجب جایز نیست، البته تراشیدن بخشی از صورت و گونه ها اشکال ندارد وبه اصطلاح ریش پرفسورى گذاشتن کافى است و به آن ریش صدق می کند .(3
)
د، تراشیدن ریش حرام نیست ، ولی بهتر است نتراشند. (4)

پی نوشت ها :
1 آیت الله بهجت ، توضیح المسائل ،مسائل متفرقه ، س4

2- امام خمینی ، توضیح المسائل ، مسائل متفرقه ، س83، آیت الله خامنه ای ، رساله اجوبه الاستفتائات ،ص315 ،س1414 ؛ آیت الله مکارم شیرازی، استفتاآت جدید،ج2، س753 ؛ ، آیت الله فاضل ، جامع المسائل ، ج1 ،س955
.
3- آیت الله تبریزی ، استفتائات ،س 1087 -1089
.
4 – آیت الله صانعی مجمع المسائل ج1 س 992 .

حکم استفاده از انگشتر طلا سفید برای مرد چیست؟

به فتوای امام خمینی برای مردان طلای سفید اشکال ندارد ،مگر آن که همان طلای زرد باشد وبا مخلوط کردن تغییر رنگ داده باشد.(1)
وبه فتوای آیت الله بهجت برای مرد طلای سفید حرام ونماز با آن باطل است.ولی پلاتین اشکال ندارد .(2
)
وبه فتوای آیت الله مکارم آنچه طلا نامیده مىشود زینت کردن با آن براى مردان حرام است خواه طلاى زرد باشد ، یا سرخ، یا سفید ولى باید توجه داشته باشید که طبق شهادت اهل خبره پلاتین طلا نیست و فلز دیگرى است و لذا استعمال آن اشکال ندارد.(3)

از آیت الله خامنه ای در این رابطه سوال شده :
س 442: به دست کردن انگشتر طلا توسط مردان بخصوص در نماز چه حکمى دارد؟

ج: به دست کردن انگشتر طلا براى مردان در هیچ حالى جایز نیست و نماز با آن هم بنا بر احتیاط واجب، باطل است
.
س 443:استفاده مردان از انگشترى که از جنس طلاى سفید است، چه حکمى دارد؟

ج: اگر چیزى که طلاى سفید نامیده مىشود همان طلاى زرد است که بر اثر مخلوط کردن مادهاى رنگ آن سفید شده، حرام است ولى اگر عنصر طلا در آن به قدرى کم است که عرفاً به آن طلا نمىگویند مانع ندارد و پلاتین نیز اشکال ندارد.4

پی نوشتها:
1امام خمینی، استفتاآت،ج1،ص 139،س51 از لباس نمازگزار
.
2 آیت الله بهجت، استفتا آت،ج2،ص46، س1612
.
3 . آیتالله مکارم شیرازى، استفتاآت جدید ج 1، ص 49 و 50، س 117 و 118
.
4 . أجوبة الاستفتاءات (فارسی)، ص: 90، س 442و 443 .

در خصوص ازدیاد مهریه بر اثر تورم از حضرت امام خمینی(ره) سؤال شده و ایشان جوان داده اند: تورم اثرى در ازدیاد مهریه ندارد و ...

پرسش : در خصوص ازدیاد مهریه بر اثر تورم از حضرت امام خمینی(ره) سؤال شده و ایشان جوان داده اند: تورم اثرى در ازدیاد مهریه ندارد و حال آن که از سال 1377 مهریة زنان توسط دادگاه ها به قیمت روز محاسبه می‌شود. آیا شرعاً این عمل صحیح است؟ ایا فقهاى شوراى نگهبان این مسئله را تأیید مى کنند؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، تکلیف مقلدان حضرت امام خمینی(ره) چیست؟ نظر مراجع در این خصوص چیست؟
پاسخ
:
در دوران حیات نورانى حضرت امام خمینی(ره) با توجه به فتواى ایشان (در خصوص ثابت بودن مبلغ مهریه به مقدارى که در عقد قرار داد شده و با اختلاف ارزش پول و قدرت خرید، تغییر پیدا نمى کند.[1
]
بحث از تقویم مهریه به نرخ روز جایگاهى قانونى پیدا نکرد و در قوانین موضوعه تقدیم مهریه به نرخ روز گنجانده نشد، امّا این بحث به لحاظ نظرى مطرح بود. بعد از ارتحال حضرت امام خمینی(ره) این بحث همچنان مطرح بود که تورمى در جامعه به وجود آمده و تورم در گذر زمان ادامه دارد و با توجه به این که مهریه ها در گذشته، هم چنین حال در بسیاری موارد بر اساس وجه نقد رایج بوده، تورم تغییر بسیار فاحشى در ارزش اقتصادى مهریه ها ایجاد کرده است، به طورى که مثلاً اگر مهریه کسى 100 تومان یا کمتر یا هر مبلغ دیگرى در 30 یا 40 سال پیش بود، الان اگر بخواهد آن را به وجه نقد دریافت بکند،‌ هیچ ارزش مالیت ندارد و حتى با آن نمى توان یک متاع ارزان قیمت را خرید. بر این اساس،‌از مقام معظم رهبرى و دیگرى فقهاى عظام در این خصوص استفتا شد. (2
)
استفتا های صورت گرفته را مى توان در چهار دسته طبقه بندى کرد
:
دستة اوّل: فتواى مقام معظم رهبرى و بعضى از فقها (3] این است: طرفین (یعنى زن و شوهر) باید با یکدیگر مصالحه کنند و چنانچه یکى از طرفین ممانعت نمود، توسط حاکم شرع به آن ملزم می‌شود(4
)
دسته دوم: فتواى حضرت امام خمینی(ره) و بعضى از فقها[5]: همان مقدارى که در متن عقد مهریه قرار داده شده، در ذمة زوج است و زوج بیش از آن بدهکار نیست و کاهش و افزایش قدرت خرید پول تأثیرى در حکم مزبور ندارد (6
]
دسته سوم: فتواى حضرت آیت الله مکارم شیرازى و بعضى از فقها (7)چون پول رایج هر عصر و زمان مبیّن ارزش ها و بیانگر نسبت هاى مختلف بین کالاها و خدمات است، از این رو قدرت خرید را همیشه باید مورد لحاظ قرار داد و اگر تورم شدید و سقوط ارزش پول زیاد باشد تا آن حدّ که در عرف، پرداختن آن مبلغ اداى دین محسوب نگردد، باید بر اساس وضع حاضر محاسبه شود و در این مسئله تفاوتى میان مهریه وسایر دیون نیست.[8
]
دسته چهارم: فتواى حضرت آیت الله اراکی: هرگاه مبلغ مهریه را مبلغى قرار میدهد براى جنس دیگر مثل طلا و نقره، در این صورت قیمت آن موقع را باید حساب کرد و گاهى موضوعیت دارد. پس قیمت امروز کافى و فهمیدن موضوعیت و طریقیت با قرائن خارجیه است.[9] با توجه به فتواى مقام معظم رهبرى که آن را به مصالحه واگذار نمودند و از تقوم مهریه به نرخ روز منع ننموده بودند و نظر بعضى از فقها که نظر به جواز تقویم مهریه به نرخ روز داده بودند، این دیدگاه تقویت شد که در مسیر تقویم مهریه به نرخ روز گام برداشته شود. کمیسون قضایى مجلس بر این اساس، در سال 1375 پیشنهاد تبصره اى را به ماده 1082 قانون مدنى مطرح نمود که بعد از بحث و بررسى و نظریات موافق و مخالف در آذرماه 1375 به تصویب مجلس شوراى اسلامى رسید و شوراى نگهبان در تاریخ 8/5/1376 آن را مورد تأیید قرار داد. بانک مرکزى آیین نامة اجرایى محاسبه مهریه به نرخ روز را بر اساس جدول خاصى که تنظیم نمود، ارایه کرد و از سال 1377 به مرحلة اجرا در آمد و دادگاه ها بر اساس آن عمل مى کنند که این عمل بر اساس موازین شرعى و قانونی است. امروز فتواى حاکم، فتواى مقام معظم رهبرى است و مقلدانى که باقى بر تقلید حضرت امام خمینى هستند، در مواردى که در قانون موضوعه بر اساس مقام معظم رهبرى و حداقل عدم منع ایشان به تصویب می‌رسد و شوراى نگهبان آن را تأیید می‌کند باید، از آن قانون متابعت کنند و هیچ گونه مغایرتى با شرع ندارد، چون با فتواى ولى فقیه زمان مغایرتى ندارد
.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها
:
[1]رسالة توضیح المسائل حضرت امام خمینی، ص520
.
[2]یدالله بازگیر، قانون مدنى در آراى دیوان عالىکشور، حقوق خانواده، ج 1، ص 28
.
[3]حضرت آیت الله بهجت و حضرت آیت الله وحیدخراسانی
.
[4]مجموعه آراى فقهى در امور حقوقى (نکاح 2)،مرکز تحققاتى فقهى قوه قضائیه، ص 30 و 32
.
[5]همان، ص 29، 30 و 31. [7
]
[6]حضرت آیت الله فاضل لنکرانی، حضرت آیت الله سیستانی، حضرت آیت الله تبریزى و حضرت آیت الله صافی.همان، ص 29، 30 و31
.
[7]آیت الله نورى همدانى و حضرت آیت الله اردبیلی
.
[8]مجموعه آراى فقهى در امور حقوقی(نکاح 2)،مرکز تحقیقات فقهى قوه قضائیه، ص 34، 35 و 36

[9]همان، ص 36 و37.

فلسفه احکام

در این قسمت پرسش و پاسخ های مربوط به فلسفه احکام مطرح می شود.

فلسفه سنگسار چیست ؟ آیااعمال چنین مجازات سنگینی در عصر حاضر درست است ؟

سیاست کیفری اسلام دارای دو نوع درمان برای دو مرحله ویژه از وضعیت جامعه است:
الف) پیش بینی مجازاتهای خفیف با شرایط اجرای آسانتر
.
جرائمی که حاکی از وخامت شدید اوضاع اجتماعی نبوده و در شرایط عادی جامعه رخ میدهد، در این دسته قرار میگیرد. این دسته از مجازاتها، جرائمی است که اختیارات قضات در این نوع جرائم وسیعتر بوده و میتوانند با در نظر گرفتن شخصیت مجرم و اوضاع واحوال ارتکاب جرم، تصمیم مقتضی را در برخورد با وی اتّخاذ نمایند.(1
)
ب) پیش بینی مجازاتهای شدید: اعمال این مجازاتها منوط به شرایط و قیدهای فراوان است، به نحوی که گاه به ندرت فراهم میشود. این نوع مجازات ها از نوع درمان های سخت است که تنها در شرایط خاص به کار گرفته می شوند
.
این نوع درمان در جائی تجویز میشود که بزهکاری در آن به وضع حادّ و بغرنجی رسیده، پردههای عفت دریده شده و ارتکاب جرائم در ملأ عام قبحی ندارد. در کدام جامعه زنا واقع میشود، در حالی که چهار نفر مرد عادل شاهد وقوع آن باشند؟ چنین جامعهای قطعاً دچار بیماری چنان شدیدی شده که مداوای آن از راههای عادی ممکن نیست و نیاز به شوک دارد. در جامعهای که خون بی گناهی را به ناحق بر زمین میریزند، کدام اهرم قوی میتواند از وقوع مجدد این بیماری خطرناک جلوگیری کند؟

گرفتن اموال مجرم، سلب آزادی او، اصلاح و در مان مجرم، یا سازگار کردن او با جامعه، همه این امور در جای خود لازم و مفید هستند، اما برای حفظ امنیت و حیات جامعه کافی نیست
.
اسلام، سلب زندگی مجرم را هدف قرار نداده است. سیاست کیفری اسلام بیشتر تهدید به مجازات است، تا اجرای آن، از این رو مثلا برای اجرای حد سرقت، شرایط فراوانی گذاشته که جمع شدن همه آنها بسیار بعید است. همین طور در زنا، لواط و جرایم عفافی، شرایطی را بیان میکند که مشخص میکند هدف اسلام بیشتر جلوگیری از اشاعه فحشا و علنی شدن بزهکاری در جامعه است تا اجرای مجازات. حد سنگسارنیز از این نوع مجازات می باشد
.
بنا بر این شاید برخی از این مجازات ها مانند سنگسار، سنگین به نظر برسند ولی اسلام راه های اثبات آن را چنان محدود کرده است که عملا بسیار به ندرت اتفاق می افتد. در عین این که وحشت از آن به عنوان یک عامل بازدارنده قوی و موثر روی افراد منحرف اثر خود را خواهد گذاشت
.
توجه به این نکته لازم است که حد سنگسار در جائی نیست که عمل زنای محصنه (زن شوهر دار) اتفاق افتد ، بلکه در جائی است که به صورت علنی و آشکار اتفاق افتد ، به گونه ای که چهار نفر با چشمان خود به شکل روشن و آشکار آن را دیده باشند
.
در مورد اصل ثبوت زنا، بر اساس آیه 15 سوره نساء ، شهادت چهار شاهد عادل شرط شده است. از سوی دیگر برای شهادت شهود، شرایطی تعیین شده است از قبیل دیدن با چشم و تعیین چگونگی آن و عدم قناعت به قرائن و هماهنگی شهادت شهود و مانند آن، که اثبات جرم را سخت تر می کند
.
روشن است که با این شرایط تنها افراد بی باک و بی پروا که هیچ قید و بندی را نمی پذیرند ، مجرم شناخته می شوند و بدیهی است که باید قانون با این چنین اشخاصی برخورد سخت و نهائی داشته و به شدیدترین مجازات گرفتار شوند تا عبرت دیگران گردند و جامعه سالم بماند
.
از نکات پیش معلوم می شود که پس از اثبات جرم، به هر طریقی که شده ، باید مجازات اجراء شود و در هنگام اجرای مجازات که مربوط به اجتماع می شود ، نباید عاطفه، محبت و احساسات جایگزین عقل و سلامت جامعه شود، بلکه تا آن جا که پای مجازات الهی در میان است و به مصلحت عامه بشریت است باید حکم اجراء شود، چنان که خداوند متعال در حکم زنای غیرمحصنه می فرماید: «هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید و نباید رافت (و محبت کاذب) نسبت به آن دو شما را از اجرای حکم الهی مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید، و باید گروهی از مومنان مجازاتشان را مشاهده کنند.(2
)
بنابراین اجرای حکم سنگسار با عدالت الهی منافاتی ندارد زیرا هم چنان که گفتیم این نوع مجازات ها بیشتر نقش عوامل باز دارنده را دارند تا این نوع جرائم شیوع پیدا نکند ودر عمل هم شارع مقدس در حد امکان از اجرای چنین مجازاتی خودداری می کند ، چون معمولا شرایط تحقق آن به وجود نمی آید مگر این که جامعه به وضع حادی رسیده باشد که در این صورت چاره ای جز انجام حدود و مجازات های اسلامی نیست. مانند بریدن دست یا پای عفونی یا شیمی درمانی سخت برای مریضی که راههای سبک تر را طی کرده ، اما نتیجه ای نداده است . روشن است که بریدن یک عضو از بدن اگرچه بسیار سخت است ، اما برای سلامت کل بدن و عدم سرایت عفونت به بخش های دیگر بدن لازم و ضروری است
.
: پى نوشتها

1) کتاب نقد، ش 15 - 14، ص 143 - 140
.
2) سوره نور آیه 20 .

آیا ازدواج موقت تجویز هوسرانی نیست؟

غریزه جنسی یکی از نیرومندترین غرائز انسانی است، تا آن جا که پارهای از روانکاوان آن را تنها غریزه اصیل انسان میدانند و تمام غرائز دیگر را به آن باز میگردانند. از سوی دیگر این یک قانون کلی است که اگر به غرایز طبیعی انسان به صورت صحیحی پاسخ گفته نشود، برای اشباع آن متوجه طریق انحرافی خواهد شد، زیرا غرایز طبیعی را نمیتوان از بین برد. فرضا بتوانیم آن را سرکوب کنیم، چنین اقدامی عاقلانه نیست، زیرا مبارزه با قانون آفرینش است، مکاتب یا ادیانی که در صدد سرکوب آن بر آمدند ، عملا ناموفق بودند .بنابر این راه صحیح آن است که غرائز را از طریق معقولی اشباع کرد و از آنها در مسیر زندگی بهره برداری نمود.

از طرف دیگر در بسیاری از محیطها افرادی در سنین خاصی قادر به ازدواج دائم نیستند، یا افراد متأهل در مسافرتهای طولانی و یا در مأموریتها و یا به علل دیگری با مشکل عدم ارضای غریزه جنسی رو به رو میشوند. اسلام که قوانینش را خدای عالم بر تمام مصالح و مفاسد و نیازهای درونی و بیرونی بشر فرستاده است، برای پاسخ گویی صحیح و همه جانبه به این غریزه طبیعی، دو راه تعیین فرموده است: یکی ازدواج دایم و دیگری موقت.

چنان چه این دو برنامه الهی با شرایط و مقررات تعیین شده از سوی شرع عملی گردد، هم به یکی از غرایز انسانی پاسخ طبیعی داده میشود، و هم حقی از کسی پایمال نمیگردد و کسی بدبخت نمیشود. البته ممکن است افراد متخلفی پیدا شوند که از این قانون سوء استفاده نمایند، وی باید توجه داشت در تمام یا اکثر قوانین، افراد منحرف ، تخلف و سوء استفاده میکنند، لیکن این نقض قانون نیست، بلکه عیب سوء استفاده کنندگان است که باید اصلاح گردند.

ازدواج موقت شرایطی دارد که با توجه به شرایط، از یک طرف از روابط بی حد و حصر جلو گیری می شود و از طرف دیگر غریزه جنسی از طریق قانونی و شرعی و در چهارچوب خاصی بر آورده می شود. (1(

شرایط ازدواج موقت:

1- خواندن صیغه عقد، که به عربی صحیح خوانده میشود، و اگر مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند، به هر لفظی که صیغه را بخوانند صحیح است و لازم نیست وکیل بگیرند، اما باید لفظی بگویند که معنی "متعت" و "قبلت" را بفهماند، مثلا متعه کردم، قبول کردم.

2- کسی که صیغه را میخواند، بالغ و عاقل باشد.

3- زن و مرد به ازدواج راضی باشند.

4- زن اگر دختر باکره باشد، باید از پدر یا جد پدر خود اجازه بگیرد.

5-مدت زناشویی معین شود.

6- تعیین مهریه، زن و مرد به پول یا مال دیگری توافق کنند و در عقد ذکر نمایند. (2(

ذکر سه نکته لازم است:

1- چنان چه در عقد موقت فرزندی متولد شود، دارای حقوق فرزند متولد شده از زن دائمی است.(3)

2- زن میتواند در عقد موقت شرط کند شوهر با او نزدیکی نکند و فقط لذتهای دیگر را ببرد.(4)

3- اگر در عقد موقت زن بالغ و غیر یائسه باشد و نزدیکی انجام گیرد، باید 45 روز (دو حیض) عده نگه دارد.(5)

هنگامی که در این مسئله با دقت نگاه می کنیم ، متوجه می شویم ازدواج موقت ، نه تنها برای تجویز هوسرانی نیست ، بلکه برای محدود کردن ، قانونمند کردن و جلوگیری از بی حد و حصر بودن آن است. و در ضمن حقوق زنان و فرزندان در آن تأمین می شود. و اینها برای کسانی است که ازدواج دائم برای آنها فراهم نبوده یا بسیار سخت و مشکل است و در ضمن نیاز جنسی و عاطفی برای ارتباط با همسر دارند.

چون همان گونه که گفتیم نمی توان از غریزه جنسی جلوگیری کرد ، زیرا چه بسا به شکل های دیگر بروز می کند. از طرف دیگر ازدواج موقت شرایطی دارد که باید فراهم شود و در چارجوب خاص صورت پذیرد و همه اینها نشان بر محدودیت است .

پی‌نوشت‌ها:

1- برای اطلاع بیشتر به تفسیر نمونه، ج 3، ص 340 - 345 مراجعه شود.

2- امام خمینی، توضیح المسائل، مسئله 2363، و 2370 و 2376؛ تحریر الوسیله، ج 2، ص 289، مسئله 5 و ص 290، مسئله 9.

3- تحریر الوسیله، ج 2، ص 291، مسئله 13.

4- توضیح المسائل، مسئله 2423.

5-تحریر الوسیله، ج 2، ص 291، مسئله 16.

فلسفه و حکمت مهریه از نظر اسلام چیست؟

فلسفه تعیین مهر از نگاه اسلام، تنها جنبه مادى و اقتصادى ندارد بلكه بسیارى از ابعاد معنوى و تربیتى لطیف كه حاكى از پیوند محبت و عشق و بقا و تكامل بوده نیز منظور شده است.
براى این كه هویت معنوى- نه اقتصادى- مهر روشن گردد لازم است برخى دستورات آسمانى كه درباره تعیین صداق و تبیین كابین و مهر در احادیث آمده است مورد دقت قرار گیرد. براى نمونه اولین كابینى كه براى مبدأ نسل كنونى بشر یعنى نكاح آدم وحوا (ع) معین شد آموزش احكام بود، چنان كه بر اساس حدیثى كه زراره از امام صادق (ع) نقل مى كند: خداوند به حضرت آدم فرمود: «رضاى من آن است كه معارف دین مرا به او بیاموزى، آدم گفت: قبول كردم». همچنین گاهى رسول اكرم (ص) كه صداق برخى اصحاب را تعلیم سوره اى از قرآن قرار مى داد
.
به هر حال فلسفه مهریه را در امور ذیل خلاصه مى توان كرد:(1
)
1. مهریه تجلى فطرت و طبیعت است: هدیه دادن به محبوب به عنوان اظهار محبت و نشان دادن علاقه، امرى فطرى و طبیعى است كه معمولا از سوى كسى كه پیش قدم مى شود و طالب و یا خواستگار است ارایه مى گردد. این امر حتى در میان بسیارى از موجودات رایج است. مثلا مسأله اى كه به تازگى كشف شده این است كه زاغچه نو پس از بازدید آشیانه هاى مورد نظر به اتفاق همسر آینده اش به او یك حشره هدیه مى كند
.
2. مهریه قانون عشق و جذب است: مرد از نظر آفرینش مظهر طلب، عشق و تقاضا است و زن مظهر محبوبیت و معشوقیت مى باشد. مهریه از جانب مرد یك اظهار عشق و محبت فوق العاده براى زن مى باشد كه حتى بالاتر از بخشش و هدیه هاى معمولى است
.
3. مهریه پاداش و نشانه حیا و عزت زن است. مهر با حیا، عفت و عزت زن یك ریشه دارد. زن از لحاظ آفرینش نسبت به شهوت ها مقاوم تر است این ویژگى همواره به زن فرصت داده كه دنبال مرد نرود و خود را رایگان در اختیار او قرار ندهد
.
4. مهریه باعث بقاى خانواده و مانع از فروپاشى آن است. برخى مردان هوس باز گاه بدون هیچ دلیلى همسر را ترك و زن دیگرى را كه جوان تر و با نشاط تر است انتخاب مى كند. مهریه مانع عمده اى در مقابل این هوس رانى ها است
.
5. مهر باعث تعادل اقتصادى است. هر چند زن داراى استقلال مالى و اقتصادى از نظر اسلام است ولى به طور معمول در جوامع ابتكار عمل به دست مردان است. در صورت طلاق و جدایى احتمال این كه زن بدون پشتوانه اقتصادى بماند بسیار زیاد است. وجود مهریه یك نوع احساس امنیت اقتصادى و پشتوانه براى زن مى باشد(2
)
نتیجه آن كه: مهریه از نظر اسلام تنها جنبه مادى ندارد بلكه افزون بر آن، حكمت هاى دیگرى نیز در تعیین مهر نهفته است بنابراین نه تنها به زنان به عنوان كالا نگاه نشده بلكه ارزش و احترام زن به وسیله وضع و تأیید چنین قانونى محفوظ مانده است
.
پىنوشت

1. زن در آیینه جلال و جمال، آیت الله جوادى آملى، نشر اسراء، ص 043
2. ر. ك: شهید مطهرى، حقوق زن در اسلام، ص 102.

لطفا اثار نماز و سجده بر بدن و تاثیرات مفید ان در زندگی و سلامت و مصونیت از بیماریها را توضیح دهید .

از امیرالمؤمنین على(ع) درباره حكمتهاى سجده پرسیدند، حضرت فرمود: سجده اوّل، یعنى آنكه در ابتدا خاك بودم و چون سر از سجده برمىدارى یعنى از خاك به دنیا آمدم. سجده دوم یعنى دوباره به خاك بازمىگردم و سر برداشتن از آن، یعنى در قیامت از قبر برمىخیزم و محشور مىشوم.
امام صادق(ع) مىفرمایند: چون سجده براى خداست پس نباید بر خوردنىها و پوشیدنىها كه مورد توجه اهل دنیاست، سجده كرد. سجده باید انسان را متوجه خدا سازد نه شكم و لباس و مادّیات
.
در حدیث مىخوانیم: دلیل سجده سهو براى هر كم و زیادى سهو و یا كلام و قیام و قعود نابجا، آن است كه ابلیس تو را گرفتار حواسپرتى كرد و در نماز تو خللى ایجاد نمود، پس تو بعد از نماز دو سجده بجاى آور تا بینى او به خاك مالیده شود و بداند هر لغزشى ایجاد كند تو دوباره در برابر خداوند به سجده مىافتى
.
حضرت على(ع) فرمودند: ظاهر سجده، صورتگذاردن بر خاك از روى اخلاص وخشوع است، اما باطن آن دل كندن از همه امور فانى و دل بستن به سراى باقى ورهایى از تكبر، تعصّب و تمام وابستگىهاى دنیوى است.

برخی از کارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذای روح انسان نیست , بلکه جسم انسانها را نیز تقویت می کند و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاری می دهد . وقتی چشمها در حالت نماز ثابت می ماند جریان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی مانند نزدیک بینی می شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بیی خوابی و افکار نا آرام را از انسان دور می کند.
ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادی است را تقویت می کند و این عمل باعث می شود فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات بعدی بپردازد
.
نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت کرده و آن را در حالت مستقیم نگاه می دارد
.
تقویت احشاء و ماهیچه های شکم , حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن سوء هاضمه و بی اشتهایی از دیگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است
.
مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عضلات صورت و گردن ساق پا و رانها می شود و به این ترتیب به جریان خون در قسمتهای مختلف بدن سرعت می بخشد
.
سجده نیز ستون مهره های بدن را تقویت کرده و دردهای سیاتیک را آرام می کند
.
سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه این غدد باعث حفظ شادابی , زیبایی و طراوت پوست می شود
.
سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد. استحکام بخشیدن و تقویت عضلات پاها و ران ها , کمک به نفخ معده و روده , بهبود فتق , از خواص نشستن بعد نماز است
.
روشن است که نماز فلسفه خاص خود را دارد که معراج مومن و مایه ی قرب به حق است و آن را باید فقط برای خداوند تعالی خواند و نه به انگیزه فواید و آثاری از این دست, ولی آگاهی از این دست نظرات علمی نیز می تواند برای برخی از افراد مفید باشد.

بررسی های علمی ای که در مرکز تکنولوژی پرتو افکنی ملی قاهره انجام شده تأکید بر این دارد که : سجده کردن برای خدا انسان را از مبتلا شدن به ورم و آماسهای سرطانی حفظ می کند. همانطور که از زن حامله و معلولیت هایی که متوجه جنینش می شود حفظ می نماید، علاوه بر این انسان را از امراض متعدد جسمی و روحی مصون می دارد
دکتر محمد ضیاء الدین استاد علوم بیولوژی می گوید: بی شک انسان در معرض دریافت مقدار زائدی از پرتوها قرار می گیرد به ویژه در این عصر، عصری که انسان از تمام جوانب با میدانهای مغناطیسی محاصره شده بسر می برد. وی پیرامون کیفیت تخلیه ی این بارها الکترو مغناطیسی زائد خارج از بدن می گوید
:
در خلال تحقیقات به این نتیجه رسیدم که عملیات تخلیه بارها از راه سجده برای خداوند سبحان و متعال محقق می شود . و این همان چیزی است که خداوند ما را بدان امر کرده و پیامبر گرامی ( ص ) به ما توصیه نموده :( أقرب ما یکون احدکم من ربه و هو ساجد فأکثروا من الدعاء فیه ) بنده هنگام سجده، از هر حالتی، به خدا نزدیکتر است، پس در سجده به کثرت دعا کنید
.
بررسی و تحقیقات علمی تأکید دارد : هر زمان که از محور طولی انسان کم شود یعنی زمانی که کوتاه شود، مدت قرار گرفتن الکترومغناطیسی کاسته می شود

دکتر ضیاءالدین اضافه می کند: کشف شده که انسان در حالت سجود، محور طولیش کم می شود و بالتبع تأثیر بارها نیز بر او کاسته می شود وسپس عملیات تخلیه بارها از راه اتصال پیشانیش بر زمین شروع می شود، بطوریکه بارهای مثبت از جسم انسان به طرف زمین که از آن به بار منفی تعبیر شده انتقال می یابد، در نتیجه عملیات آزاد سازی یا تخلیه بارها انجام می شود . تنها این نیست که این عمل از طریق پیشانی انجام می گیرد، بلکه هنگام سجده کردن هفت عضو از اعضای جسم با زمین تماس پیدا می کنند . همانطور که پیامبر ( ص ) می فرمایند: ( إذا سجد العبد سجد معه سبعة اعضاء ... ) هنگامی که بنده سجده می برد همراه با او هفت عضو از اعضایش سجده می برند ـ که عبارتند از پیشانی، بینی، دوکف دست، دوزانو، قدمها ـ) در نتیجه عملیات تخلیه بارها به اسانی انجام می گیرد
.
در ساعات سجده کردن است که انسان از فشار های عصبی و همچنین از امراض دیگر مصون می شود

در ادامه دکتر ضیاءالدین می گوید: در خلال تحقیقات و بررسی ها برایم معلوم شد، برای اینکه عمل تخلیه بارها بصورت صحیح و درست انجام شود لازم و ضروری است که در حالت سجده به سمت مکه ـ کعبه ـ توجه شود
و این همان کاری است که ما در نمازمان انجام می دهیم و آن را قبله می نامیم. چرا که مکه تنها مرکز خشکی در تمام هستی است . همانطور که تحقیقات نشان می دهد، توجه به سمت مکه در سجود بهترین حالت و جهت است برای آزاد سازی و تخلیه بارها، یعنی روبه مرکز زمین قرار گرفتن، کاری که انسان را از هموم و ناراحتی ها نجات می دهد، تا بعد از آن به آرامش روحی دست پیدا کنند
.
وی پیرامون مزیّت به پرداختن نمازهای پنجگانه بصورت صحیح آن می گوید: حقیقتاً نمازهای پنجگانه ی مفروضه برای خارج کردن تمام بارها کافی است

من معتقدم که در این واجبات فلسفه و اعجاز علمی وجود دارد، مثلاً در مدتی که ما در خوابیم، ما از ناحیه جسمی تحت عوامل شیمیایی و اکسیده شدن قرار می گیریم , فرا رسیدن نماز صبح این روند را از بین می برد و انسان، با نشاط، سرحال و سر زنده روزش را آغاز می کند ؛ سپس نماز ظهر برای از بین بردن خستگی ها و فشارهای عصبی و روحی که ناشی از فعالیت و مشغله کاری است ، وارد عمل می شود، همچنین نماز عصر نیز، بقایایی که از این فشار جسمی و روحی بجای مانده را, پاکسازی می کند. اما به نسبت به مغرب باید گفت که هر چیز ناشناسی که مخل سیستم و مکانیزم جسمی انسان باشد از بین می رود و اینگونه منظومه ی پاکسازی جسم با نماز عشاء تکمیل و به پایان می رسد و انسان با انجام دادن این نمازهای پنجگانه در طول مدت شبانه روز با شعف و آرامش و سکونت روحی، بخواب می رود، بطوریکه از هیچ یک از نواحی جسمی و روحی احساس بی خوابی، خستگی و کوفتگی و آشفتگی و پریشانی نمی کند.

تاثیر نماز بر كارآمدی چرخش خون در مغز:
دیده شده بسیاری از مسلمانان بزرگسال كه از زمان كودكی به اقامه‌ی نماز مشهور بوده اند، در سن پیری و با داشتن عمرهای بالا، تا حد زیادی از سلامت جسمانی و عقلی قابل قبولی برخوردارند
.
عبادت‌های اسلامی فواید جسمی روشنی برای بدن انسان دارد. از جمله تاثیرات مثبت حركات نماز در چرخش خون در مغز را، می توان نامه‌ا‌ی سرگشاده‌ به جهان غرب دانست
.
آغاز نماز درسن کودکی باعث می‌شود كودك، نماز را به خوبی به جا آورد و به انجام نماز به شكل صحیح، عادت كند. انجام صحیح حركات نماز، باعث پدید آمدن بیشترین تاثیرات مطلوب بر بدن خواهد شد
.
با توجه به این كه مغز یكی از مهم‌ترین اعضای بدن به شمار می‌رود، وظیفه‌ی آن به میزان زیادی به جریان چرخش خون بستگی دارد. جریان چرخه‌ی خون، تغذیه كننده‌ی مغز می‌باشد. چرخه‌ی خون ویژگی‌هایی دارد كه همین ویژگی‌ها نشاط و پویایی مغز را تامین می‌كند. یكی از این ویژگی‌ها وجود چرخه‌ی ذخیره‌ای است كه در مواقع اضطراری و مورد نیاز، به كار می‌افتد
.
همچنین دارای نظامی خودكار برای تنظیم چرخه‌ی خون در مغز می‌باشد كه ثبات جریان خون به مغز را در شرایط گوناگون تضمین می‌كند
.
بر اساس تحلیل انجام شده در این پژوهش‌ها، مشخص شده كه گونه‌های مختلف ورزش به چرخه‌ی خون در مغز آسیب می‌رساند. به عكس نماز كه یكی از وظایف دینی اسلامی است، فواید بسیاری در این زمینه دارد. ورزش بدنی از این جهت كه خون را به شكل مستقیم از مغز سرقت می‌كند و برای تغذیه‌ی عضلات دیگر به كار می‌گیرد، به چرخه‌ی خون در مغز ضرر می‌زند. این تغذیه‌ی عضلانی به حساب تغذیه‌ی خونی مغز گذاشته می‌شود

همچنین در نتیجه‌ی سرعت گرفتن عملیات تنفسی در هنگام انجام ورزش، معدل دی‌اكسید‌كربن در خون، پایین می‌آید كه پیامد آن، آرام‌تر شدن جریان خون به سمت مغز است، زیرا نسبت دی‌اكسید‌كربن در خون یكی از مهمتر‌ین عوامل جریان خون به سمت مغز به شمار می‌آید
.
گزارش‌های علمی فراوانی وجود دارد كه حاكی از بی‌هوشی ورزشكاران هنگام فعالیت ورزشی یا بلافاصله بعد از ورزش است، در حالی كه این بی‌هوشی‌ها هیچ گونه سابقه‌ی بیماری قلبی را به همراه نداشته. این گزارش‌ها نیز آسیب‌رسانی ورزش به فرآیند خون رسانی مغزی را تایید می‌كند
.
همچنین گزارش‌های گوناگون دیگری، بیانگر پایین آمدن نیروهای اعتدالی در بسیاری از ورزشكاران می‌باشد كه سرزنش بیشتری را نسبت به مساله‌ی ورزش برانگیخته است
.
اضافه بر این سكته‌های قلبی متعدد در هنگام ورزش - در ورزشكاران بیمار و ورزشكاران سالم- تایید‌گر نظریه‌ی آثار نامناسب برخی ورزش‌های خشن می‌باشد
.
از سوی دیگر به نظر می‌رسد، حركات نماز بر جریان خون در مغز، تاثیرات مثبت فراوانی داشته باشد. در هنگام سجده با متمایل شدن سر به سمت پایین، جریان خون به سمت مغز افزایش می‌یابد همچنین خم شدن بدن بر روی خود هنگام سجده، به جهت‌گیری خون از اطراف بدن به سمت اعضای درونی و مغز كمك می‌كند. اضافه بر این،هنگام سجده و تمایل سر به سمت پایین، معدل دی‌اكسید‌كربن در خون به شكل فیزیولوژیک افزایش می‌یابد. این حالت در نتیجه‌ی فشار اعضای دستگاه گوارشی بر ریه پدید می‌آید. بالا رفتن نسبت دی‌اكسید‌كربن در خون باعث اضافه شدن جریان خون به سمت مغز خواهد شد
.
همچنین خم‌شدن مكرر سر به پایین در هنگام ركوع و سجود؛ سپس بالا آمدن سر هنگام ایستادن و نشستن، كمك می‌كند از نظام خودكار توازن جریان خون به مغز، مراقبت بیشتری شود. مشهور این است كه این نظام خودكار اعتدالی، با افزایش سن، فرسوده می‌شود
.
نظام خودكار توازن جریان خون در مغز، در هنگام سجده، عكس‌العمل دو گانه‌ای از خود نشان می‌دهد: در ابتدای سجده‌ی، مانع جریان خون اضافه‌ به مغز می‌شود. این حالت باعث آمادگی مغز برای دریافت جریان بیشتر خون می‌شود. جلوگیری ابتدایی از جریان خون به مغز به جریان چرخش احتیاطی خون به مغز، این فرصت را می‌دهد تا برای فعالیت و عملكرد خود آماده شود. در مرحله‌ی بعد، به خون اضافه اجازه داده می‌شود به سمت مغز جریان پیدا كند و سرانجام در جایگاه‌های ذخیره خون توزیع شود. به این صورت، از این كاركرد مهم احتیاطی مراقبت می‌شود. كاركردی كه بنابر مشهور با افزایش سن و پیری، تضعیف می‌شود و چه بسا بی‌توجهی و عدم به كارگیری هم در این ضعیف شدن موثر باشد
.
این عكس‌العمل دوجانبه‌ی نظام خودكار چرخش خون در مغز، در هنگام سجده، ما را به سمت فهم بهتری از فایده‌ی انجام فرمان الهی در نماز هدایت می‌كند. از نظر فقهی حركات نماز باید به گونه‌ای با آرامش انجام شود كه از انجام این حركات مطمئن شویم. تنها در این صورت است كه فایده‌ی مطلوب حركات نماز نسبت به چرخش خون در مغز به دست می‌آید. با انجام آرام حركات نماز به هر یك از عكس‌العمل‌های چرخش خونی فرصت داده‌ایم تا متناسب با هر یك از حركات نماز، در مجرای صحیح خود قرار بگیرد

بر اساس توضیحات بالا، روشن می‌شود كه نماز در اسلام، تاثیرات روشنی بر جریان خون در مغز دارد، از انجام وظیفه‌ی جایگاه‌های ذخیره‌ی خون در مغز و همچنین از نظام خودكار چرخش خون در مغز محافظت می‌نماید
.
این تحقیق مدعی فهم علت وجوب حركات نماز در اسلام نیست. شاید رسیدن به چنین فهمی برای هیچ‌كس عملی نباشد ولی در عین حال تلاش دارد برخی تاثیرات ناشناخته‌ی نماز بر چرخش خون در مغز را ملموس نماید. بر اساس گفته‌های بالا، می‌توان نتیجه گرفت چند لحظه سجده در بارگاه الهی می‌تواند بسیاری از آثار مضر فعالیت‌های روزانه و ورزش را بر چرخش خون در مغز، از بین ببرد و از انواع تمرین های مختلف ورزشی بی نیاز سازد.

علی رغم بیان این فواید روشن، این تاثیر، تنها فایده‌ی جسمی نماز نیست، چه این كه اگر تمام فواید جسمی نماز را هم در نظر بگیریم، این فواید برترین فایده‌ی نماز نخواهد بود. در حقیقت فواید معنوی نماز را باید بزرگترین نوآوری این واجب الهی دانست.

لطفا به زبان ساده بگویید چرا نماز می خوانیم ؟

درباره چرایی نماز خواندن باید گفت ما وقتی نماز می خوانیم با کسی حرف می زنیم که بسیار بزرگ وبا عظمت است طوری که بزرگی و عظمت او را نمی توانیم توصیف کنیم یا کسی رابا او مقایسه کنیم و بگوییم بزرگی و مقامش مانند فلان شخص است راستی وقتی خیلی سالها پیش به دبستان می رفتم مدیر مدرسه برای من شخصیت بسیار بزرگی بود و احساس می کردم که کسی مانند او دارای این میزان شخصیت و احترام نسبت و روزی که من به اتفاق مادرم برای کاری به او مراجعه و پیش او رفتم و او با من به صحبت نشست و در خود احساس غرور و شخصیت می کردم و به خود می بالیدم که با چنین فرد بزرگی هم صحبت شده ام تا چند روز و هفته های بعد این موضوع رابا بچه ها در میان می گذاشتم و به خود می بالیدم زیرا با صحبت کردن با او احساس خوبی به من دست داده بود و احساس می کردیم که من هم فرد بزرگ و با شخصیتی شده ام که توانسته ام با او هم کلام شوم.
دو ست عزیز : در نماز ما با کسی صحبت می کنیم که از همه بزرگ تر و دانا تر و مهربانتر است طوری که هیچکس به دانایی توانا یی مهربانی وبزرگی او نمی رسد . اگر ما وقتی که می خواهیم نماز بخوانیم به یاد بزرگی و توانایی و مهربانی و قدرت خداوند بیفتیم و این نکات را برای خود یاد آوری کنیم از اینکه با او هم کلام می شویم در خود احساس بزرگی می کنیم ووقتی این ارتباط و صحبت را هر روز تکرار می کنیم و با توجه به او نیایش می کنیم بین ما و خدا انس و الفت و دوستی ایجاد می شود که این دوستی در تمام مراحل زندگی به درد ما می خورد چرا که خدا همه جا هست همیشه صدای مرا می شنود و همیشه درد مرا خوب می فهمد همیشه نسبت به من از همه حتی مادرم مهربان تر است حتی محبتی که مادرم به من داردرا خدا به او داده تا با من مهربان باشد و من در دنیا احساس تنهایی نکنم و با محبت او رشد پیدا کنم و عقل و شعور م به مرحله بالا تری برسد که بتوانم فکر کنم و بفهمم که همه این صحبت ها و محبت ها ی دیگری که به من می رسد ذره ای از محبت بی انتهای خداوند است زیرا اوست که همه ما را آفریده و محبت را در قلب های ما قرار داده بخاطر همین محبت ها و نعمت هایی که خدای بزرگ و مهربان به من داده است هر روز نمازم را با نام او او و با تشکر

ا زاو شروع کنم و می گویم {بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین} من از دیگران محبت و کمک می بینم همه و همه بخاطر توست پس اگر من از آنها تشکری می کنم در واقع این تشکر به تو بر می گردد چرا که تو این نیرو را در بدن آنها قرار دادی که با دستهانشان به کمک من بیایند و با فکر شان مشکلات را حل کنند
.
{لرحمن الرحیم} تو به ما نعمت هایی بخشیدی و این نعمت ها را برای همه پاشیدی در این دنیا که هستیم همه را مشمول نعمت های بی پایانت کردی گفتی از این نعمت ها طوری استفاده کنیم که از بین نروند بلکه بیشتر شوند و به وسیله پیامبرانت راهها یی را که باعث زوال و از بین رفتن نعمت وظهور قهر تو می شد را برایمان گفتند و در آخر هشدار دادی که جهان دیگری بعد از این جهان در پی دارم که در صورتی که از نعمت ها درست استفاده کنیم ودر جای خود مصرف کنیم و اسراف و گناه نکنیم در آن جهان که نتیجه اعمال این دنیا ماست به نعمت های زیبائهای و لذت های بیشتر و بزرگتری خواهیم رسید که در فکر و عقلمان نمی گنجد اما اگر درست نعمت ها را مصرف نکردیم دیگر در آنجا از نعمت لذت و محبت خبری نیست
.
مالک یوم الدین} چرا که آن روز حاکم فقط تویی به کسی ظلم نمی کنی و عادلانه رفتار می کنی اگر کسی در این دنیا نعمت ها را در راه خودش مصرف نکرد نباید در دنیایی دیگر مثل کسی باشدکه ما سعی و تلاش از نعمت ها مراقبت کرده واز آنها استفاده کرده از نعمت زبانش بوسیله نگه داشتن از دورغ و غیبت و تهمت ..... قدردانی کرده و چمش را از دیدن منظره های نادرست نگه داشتن گوشش را از شنیدن نغمه های شیطانی حفظ کرده و ..... و اینها را به راحتی انجام نداد چرا که شیطان هم او را وسوسه می کرده که نعمت زوالی کند اما او با تلاش خود و باکمک تو توانسته بر آنها پیروز شود
.
ایاک نعبد وایاک نستعین}خدا همه قدرتها و محبت ها ....... از چشمه فیاض تو نشات می گیرد توبه همه چیز دانایی وآگاهی و راه چاره را از همه بهتر می دانی و راه رشد وخوشبختی مرا در دنیا و آخرت تو از همه بهتر برنامه ریزی می کنی چرا که تو مرا آفریده ای و به سود و زیان من آگاهی داری پس تنها تو شایسته اطاعت و پرستش هستی من تنها در برابر تو و نعمت هاتو ست که واله و شیدا می شوم و در برابر عظمت تو سر تعظیم فرود می آورم و باز تنها از تو کمک می طلبم و به کسی جز تو امید نمی بندم چرا که دیگران اگر کمک تو باشد توانی ندارند او اگر در راه تو نباشند به من کمکی نخواهند رساند علاوه بر اینها دیگران همیشه نیستند و درد مرا نمی فهمند و به همین خاطر نمی توانند به من کمکی برسانند مگر آنکه لطف تو یار شود و به وسیله مدد تو مرا یاری می دهند

اهدنا الصراط المستقیم } خدایا من به این اعتراف رسیدم که حمد وسپاس مخصوص توست و اگر بهشت و دوزخی هست به عدل تو واطاعت و پرستش شایسته توست اما تو می دانی که وسوسه شیطان مرا رها نمی کند وسعی دارد یاد لطیف تو را از خاطرم پاک کند واندیشه های پلید وحرام به تصویر کشد اما تو دست ناتوان مرا بگیر و به راه راستی و پاکی هدایت کن
صراط الذین انعمت علیهم }همانطور که انسانهای پاک نهاد را هدایت کردی و به نعمت هدایت توفیق نعمت رهیری مردان حق ونعمت علم وعمل وجهاد وشهادت بهره مند ساختی

غیر المغضوب علیهم} آنها که بر اثر اعمال زشت و انحراف عقیده غضب تو را دامنگیرشان شده و نه آنها که جاده حق را رها کرده و در بیراهه گمراه و سرگردان شدند ( 1)
دوست عزیز: هر روز در نماز چند بار با خدا نیایش می کنیم و هر بار با توجه و تمرکز فکر تکرار می کنیم که حمد و ستایش مخصوص توست نعمت ها ا زآن تو بهشت و دوزخ به عدل تو و اطاعت و پرستش شایسته توست در طول روز در کنار هرنعمت دست مهربان خدا را می بینیم و با نعمت ها خدا بر او نمی شوریم و نمک نشناسی نمی کنیم و چون او را سر چشمه نیکیها و خیر ها می دانیم اطاعت او را بر اطاعت دیگران ترجیح می دهیم و برای رشد و صلاحمان و نجات از گرفتاریها تنها ا زاو کمک می طلییم و به این ترتیب در طول روز به یا د خدا هستیم و اگر توانستم این تفکر را در طول روز ما حداقل کمی از روز داشته باشیم و به آن تداوم دهم و در مورد آن خوب بیندیشیم در نماز با تمرکز فکری و حضور قلب بیشتری به آنها اعتراف می کنیم و نماز ی که با حضور قلب خوانده شود نه تنها خودش بالا می رود بلکه صاحبش رانیز بالا می برد چرا که با عث می شود شخص در طی روز بیشتر به یاد خدا باشد و به همان نسبت کمتر است به گناه بیفتند و به خاطر همین است که گفته اند

ان الصلوه تنهی عن الفحشا ء والمنکر ( 2) نماز انسان را از کار زشت دور نگه می دارد .

منابع :
1-تفسیر نمونه , زیر نظر ناصر مکارم شیرازی جلد 1 ص 52

2--قرآن کریم سوره مبارکه عنکبوت , آیه 45

+ نوشته شده توسط رامین در سه شنبه سوم دی 1387 و ساعت 1:11 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM



فال حافظ



رامين جان
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

:::●┼┼به آرزوی موفقیت و آبادی میهن من افغانستان ┼┼●:::